آنكس كه مصيبت ديد، قدر عافيت را مى داند
دوست خوب من ادامه مطلب را بخوان...
| بالاى سرش ز هوشمندى |
| مى تافت ستاره بلندى |
ادامه مطلب را بخوانید..
دوستان خوبم ادامه مطلب را بخوانید...
دوست خوبم ادامه مطلب را بخوان...
چه كارى ساخته است ؟ )(144)
دوست خوبم ادامه مطلب را بخوان..
| آتش سوزان نكند با سپند |
| آنچه كند دود دل دردمند(۱) |
| نياسايد مشام از طبله (۱) عود |
| بر آتش نه كه چون عنبر ببويد |
| بزرگى بايدت بخشندگى كن |
| كه دانه تا نيفشانى نرود(۲) |
دوست خوبم ادامه مطلب را بخوان..
دوست خوبم ادامه مطلب را بخوان..
| درختى كه اكنون گرفته است پاى |
| به نيروى مردى برآيد ز جاى |
| و گر همچنان روزگارى هلى (۱) |
| به گردونش از بيخ بر نگسلى |
ادامه مطلب ...
كشتى گيرى در فن كشتى گيرى قهرمان قهرمانان كشتى بود و سيصد و شصت رمز پيروزى در كشتى بر حريف را مى دانست و هر روز با بكار بردن يكى از آن رموز، كشتى مى گرفت . او به يكى از جوانان علاقمند بود، و سيصد و پنجاه و نه رمز پيروزى در كشتى گيرى را به او ياد داد، ولى يك رمز را به او نياموخت و در آموختن آن به او، امروز و فردا كرد.
دوست خوب من بر روی ادامه مطلب کلیک کن...
دوست خوبم ادامه مطلب را بخوان..
دوست خوب من بر روی ادامه مطلب کلیک کن...
| 6. راز واژگونى تخت و تاج شاه ظالم |
| هر كه فريادرس روز مصيبت خواهد |
| گو در ايام سلامت به جوانمردى كوش |
| بنده حلقه به گوش از ننوازى برود |
| لطف كن كه بيگانه شود حلقه به گوش |
دوستان خوبم ادامه مطلب را بخوانید...
| ما را به جهان خوشتر از اين يكدم نست |
| كز نيك و بد انديشه و از كس غم نيست |
| اى آنكه به اقبال تو در عالم نيست |
| گيرم كه غمت نيست ، غم ما هم نيست |
دوست خوب من ادامه مطلب را بخوان...
| وقت ضرورت چو نماند گريز |
| دست بگيرد سر شمشير تيز |
شاه از وزيران حاضر پرسيد: ((اين اسير چه مى گويد؟))
دوست خوب من بر روی ادامه مطلب کلیک کن...