مناجات پارساى آگاه پارسايى را ديدم كه سر درگاه خدا (كعبه ) مى ماليد و چنين مناجات مى كرد: يا غفور و يا رحيم - تو دانى كه از ظلوم و جهول چه آيد؟
(يعنى اى بخشنده مهربان ! تو آگاهى از آن كس كه بسيار ستمكار و نادان است

چه كارى ساخته است ؟ )(144)

عذر قصير خدمت آوردم

كه ندارم به طاعت استظهار (145)

عاصيان از گناه توبه كنند

عرفان از عبادت استغفار

عابدان پاداش اطاعت خود را مى خواهند و بازرگانان بهاى كالاى خود را مى طلبند. من بنده اميد آورده ام نه اطاعت و به گدايى با دست تهى آمده ام نه با كالا و تجارت .
اصنع بى ما انت اهله
با من همان گونه كه تو شايسته آن هستى رفتار كن .

بر در كعبه سائلى ديدم

كه همى گفت و مى گرستى خوش

من نگويم كه طاعتم بپذير

قلم عفو بر گناهم كش

۱۴۴-اشاره به جمله آخر آيه 73 سوره احزاب كه مى فرمايد: ((... انه كان ظلوما جهولا : انسان ، بسيار ظالم و جاهل بود.))
145- استظهار: قوى پشت شدن .