محرم آمد و عيدم عزا شد
حسينم وارد كربلا شد
در اين عالم به هركس هر چه دادند
همه از رحمت عام تو باشد،
آقا تو حرف اولم بودي، چنان كن حرف آخرم نام تو باشد.
همه عالم بود كربلايت،
و همه ايام، ايام تو باشد.
دولب تشنه‌ات كشت و ندانست كه، دريا تشنة كام تو باشد.
نمي‌دونم ديگه چه بگم، چون چيزي نمي‌دونم كه بخواهم بگم.
فقط امروز « عاشورا » به يك نتيجه رسيدم كه براتون ميگم:
به نظرم در كربلا ديگه راه بازگشت نيست، چه اونهايي كه رفتند و ماندند،
و چه براي من و اونهايي كه رفتيم و دلهامون را جاگذاشتيم، و اين جسدهاي بي روح را برداشتيم و آورديم ، تا زماني برن توي قبر، مگر جاي جسم بدون روح و دل جاي ديگه است؟!!
نمي‌دانم! حالا تقريباً مي‌فهمم كه ميگم؟!!
امان از دل زينب كه خون شد دل ... !!
زينب يعني چه …… !!
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست؟
اين چه شمعي‌ ست كه جهان همه پروانه اوست؟

التماس دعا