فاطمه بانوى نمونه اسلام 
او دختر پيامبر اسلام است ، شوهرش على بن ابيطالب بعد از پيامبر نظير ندارد، گرچه حوادث روزگار نگذاشت تا بتوانيم از كمالات و معنويات حضرتش ، آن طور كه بايد مستقيما درس بگيريم و در مدت كوتاهى راه شهادت را پيمود اما كسانى كه با عظمت اميرالمؤ منين آشنا هستند مى توانند از اين راه به عظمت زهراء مرضيه پى ببرند، چرا كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اگر على عليه السلام نبود براى زهرا همتائى نبود، زهرا همتاى على عليه السلام است و همتاى على عليه السلام بودن عظمتى مى خواهد كه در تصور نمى گنجد، در دورانى ازدواج كرد كه اوج جهاد اسلام بود هر لحظه شيپور جنگى نواخته مى شد و اين شوهر والامقام بود كه با فداكارى خود قامت اسلام را راست نگاه مى داشت و اين فاطمه عليه السلام بود كه در اين راه مقدس ، شوهر را كمك مى كرد و هرگز تاريخ نشان نمى دهد كه از شركت شوهر در اين نبردها اظهار نگرانى كرده باشد، و درست در همان زمان كه فقر و فشار اقتصادى شديدى بر زندگى مسلمانها مخصوصا خاندان پيامبر حاكم بود، او با آغوش باز جهاد را و فشار اقتصادى را كه گاهى موجب مى شد تا چند وعده فرزندانش غذا نمى خوردند و با بهانه آنها را مى خواباند براى پيشبرد اسلام پذيرا مى شد، جهاد و فقر نه تنها او را از اسلام دور نكرد كه برعكس بر عبادت و راز و نياز دائمى او افزود، گرفتاريهاى اقتصادى و مسائل سياسى و خانوادگى هرگز او را از خدا راز و نياز مى كرد و از همان لحظات شيرين نيرو مى گرفت ، ارزش را به دارائى نمى داد و ندارى را علامت بدبختى نمى پنداشت با اينكه دختر پيامبر بود هرگز به اين نسبت فخر و تكبر و بر شوهر نكرد با آن عظمت ، در خانه كار مى كرد و كار در منزل را عار نمى پنداشت و بعنوان روشنفكرى و ارزش ‍ بدنبال كار در خارج از منزل و يا خودنمايى نبود. و مهمتر از همه فرزندانى به جامعه تحويل داد مانند امام حسن و حسين و زينب و كلثوم ، كه جهان اسلام به وجودشان افتخار مى كند.
امام حسين به دامن مادر افتخار مى كند
 
آرى آنگاه كه به سالار شهيدان حسين ابن على (ع ) فرزند فاطمه عليهاالسلام پيشنهاد بيعت با يزيد را مى كنند پاسخ مى دهد كه اين زنازاده (عبيدالله ابن زياد) فرزند زنازاده مرا ميان دو كار مخير كرده است ، مرگ و ذلت و هيهات منا الذلة ، و چه دور است از ما ذلت خدا و رسول او و مسلمانان و دامنها پاك و پاكيزه و سرهاى پر حميت و جانهايى كه هرگز طاعت فرومايگان را بر كشته شدن مردانه ترجيح ندهند، براى ما ذلت نپسندند، او به دامن پاك كه او را پرورش داده يعنى دامن مادر بزرگوارش زهراى مرضيه استدلال مى كند كه دامن زهرا زبونى نمى پذيرد.
جهاد فاطمه عليهاالسلام
 
حضرت زهرا(ع ) در حالى كه شوهرش را به جهاد مى فرستاد و در ميان خانه كار مى كرد و زندگى را سر و سامان مى داد و با فقر و تنگدستى دست و پنجه نرم مى كرد و عبادت خدا را به بهترين وجه انجام داده و فرزندانش را هم براى جهاد تربيت مى كرد، با اين همه خود نيز به جهاد پرداخت ، جهادى مقدس و بزرگ ، بگونه اى كه امروز هر كس براى نگارش زندگى زهرا قلم بدست بگيرد ناچار است مبارزه او را با ستمگران بنگارد و آن حوادث افتخار آفرين ولى دردناك را بازگو كند و با صراحت حكومت ستمكاران را رسوا كند، و چنان سياستمدار و متفكرانه جهاد مى كرد كه سفارش كرد بعد از شهادتش هم مراسم تدفين او مخفيانه باشد تا اين لكه ننگ هميشه بر دامن دشمنانش بيفتد كه چرا تنها بازمانده پيامبر بعد از پدر چند ماهى بيش ‍ زندگى نكرد و مظلومانه شهيد شد و چرا مظلومانه تشييع و مخفيانه دفن شد و قبرش هم مجهول ماند، و آفرين بر اين جهاد و جهادگر.
فاطمه از ديدگاه پيامبر اكرم (ص )
 
و اين چنين بود كه پيامبر با آن عظمت و بزرگوارى چنان در مقابل زهرا احترام مى كرد كه انسان را مبهوت مى كند امام صادق (ع ) فرمود: پيامبر فاطمه را بسيار مى بوسيد عايشه اعتراض كرد پيامبر فرمود: اى عايشه وقتى مرا به آسمان بردند در معراج وارد بهشت شدم ، جبرئيل مرا نزد درخت طوبى برد و از ميوه آن به من داد خوردم خداوند آن ميوه را در صلب من نطفه كرد و چون به زمين آمدم از آن نطفه خديجه باردار شد و نطفه فاطمه منعقد گشت ، هيچگاه او را نمى بوسم مگر اينكه بوى درخت طوبى را استشمام مى كنم (28) و فرمود فاطمه حوريه اى است در صورت انسان و مكرر از پيامبر روايت كرده اند كه پيامبر نمى خوابيد تا اينكه روى فاطمه را ببوسد يا ميان سينه او را مى بوسيد و گاهى صورت خود را بر سينه فاطمه قرار مى داد(29) گاهى دست فاطمه را گرفته مى فرمود: هر كه اين را مى شناسد كه مى شناسد هر كه نمى شناسد او فاطمه دختر پيامبر است او پاره تن من است ، او قلب من است كه ميان دو پهلوى من است ، هر كه او را اذيت كرده است (30) هر گاه به سفر مى رفت آخرين نفرى كه ميديد زهرا بود و هرگاه از سفر مى آمد اولين نفر زهرا بود وقتى وارد مجلس مى شد پيامبر بر مى خواست و سر او را مى بوسيد و زهرا را در جاى خود مى نشاند(31).
آرى فاطمه دختر نمونه نبوت ، و همسر نمونه ولايت است ، اگر فاطمه و همسر والامقامش ، بر اولاد گرامى او باد.
فاطمه اى كه حق بر، او سلام مى كند
اداى ذكر نام او به احترام مى كند
كسى كه پيش پاى او، پدر قيام مى كند
بر در خانه اش سلام ، صبح و شام مى كند
شرق ببين كه خانه اش ، برده سبق ز طور هم
حياببين كه پوشد او، چهره خود ز كور هم
فاطمه اى تو بازگو، فلسفه حيات را
ساخته جد و جهد تو سفينة النجاة را
زنده نگاه داشتى و آتوالزكاة را
حى على الفلاح را حى على الصلاة را
مزرعه عفاف را ز اشك ، آب داده اى
به بانوان ز شرم خود، درس حجاب داده اى
اى كه خداى بى مثل ، به كوثرت مثال زد
دم از جلال و قدر تو قادر ذوالجلال زد
نبى زمهر، بضعتى ، به سينه ات مدال زد
حلقه به باب خانه ات دست على و آل زد
يافته است پرورش ، خون خدا ز شير تو
شير خدا به مرتبت ، نظير تو، بشير تو
به حسن تو كه مى كند جلوه گر آفتاب را
به اشك تو كه بشكند قيمت در ناب را
به كوى تو كه دلم ربوده صبر و تاب را
عرض سلام كردم و منتظرم جواب را
دريغ از جواب ما به خاطر خدا مكن
دست توسل مرا ز دامنت جدا مكن
قسمتى از قصيده : سيد رضا مؤ يد