پیاده در باران

قرآن - حدیث - مطالبی جالب - داستانهای عاشقانه و... - جوک و ...

بيوگرافي شيطان!!

 

بيوگرافي شيطان!!

شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود.

و آنها از این قرارند:

- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است .(1)

- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.(2)

- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.(3)

ادامه مطلب را بخوانيد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 13:18  توسط میرزایی  | 

عشق براي تمام عمر!!

عشق براي تمام عمر

پيرمردي صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد. عابراني که رد مي‌شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: بايد ازتو عکسبرداري شود تا جايي از بدنت آسيب نديده باشد. پيرمرد غمگين شد و گفت عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست. پرستاران از او دليلش را پرسيدند.

ادامه مطلب را بخوانيد..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 8:7  توسط میرزایی  | 

جملات عاشقانه دکتر شریعتی

اس ام اس هاي عاشقونه --- منبع: عاشقونه دات كام ---www.asheghoone.com

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)

Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast

دوست خوب من بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب میباشد کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 13:46  توسط میرزایی  | 

داستان خواستگاری

خواستگاري
اوايل شب بود. دلشوره عجيبي تمام بدنم را فرا گرفته بود. بعد از اينكه راه افتاديم به اصرار مادرم يك سبد گل خريديم. خدا خير كساني را بدهد كه باعث و باني اين رسم و رسومهاي آبكي شدند. آن زمانها صحراي خدا بود و تا دلت هم بخواهد گل! چند شاخه گل مي كندن و كارشان راه مي افتاد، ولي توي اين دوره و زمونه حتي گل خريدن هم براي خودش مكافاتي دارد كه نگو نپرس!!! قبل از اينكه وارد گلفروشي بشوي مثل «گل سرخ» سرحال و شادابي ولي وقتيكه قيمتها را مي بيني قيافه ات عين «گل ميمون» مي شود.
 
 
دوست خوب من بقیه داستان در ادامه مطلب میباشد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 13:41  توسط میرزایی  | 

عشق و دیوانگی

عشق و دیوانگی 

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود فضیلت ها و تباهی ها همه جا شناور بودند .

دوست خوب من بقیه داستان در ادامه مطلب میباشد کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 11:25  توسط میرزایی  | 

زمزمه ای دل

با خودم عهد کرده بودم مدتی ننویسم و دوباره وقتی شروع کنم که نوشته هام معنایی از

رهایی باشد اما نوشتن آب سردی است بر آتش درونم.

با اینکه همه می گن در عمق نوشته هام غم غریبی وجودداره اما هیچ وقت حرفی از ناامیدی

نزدم همیشه متنفربودم از نوشته هایی که رنگ وبوی ناامیدی داره.

اما ... (ادامه مطلب را بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 11:18  توسط میرزایی  | 

لعنت بر این شیطان

لعنت بر این شیطان

ای پیامبر خدا! امان از دست شیطان.

دانیال نبی با تعجب نگاهی به مرد کرد و گفت: «چه شده؟ شیطان چه کارت کرده؟»

دوست خوب من ادامه داستان در ادامه مطلب میباشد کلیک کن

http://islam.blogfa.com/            http://www.3noqte.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 10:53  توسط میرزایی  | 

تداوم یک زندگی(داستانی واقعی)!!

تداوم یک زندگی(داستانی واقعی)!
اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است. دستشو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی.
ادامه مطلب را بخوانید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 8:48  توسط میرزایی  | 

نشانه هاى بهترين دين

نشانه هاى بهترين دين 
بهترين دين و مكتب ، بايد داراى مشخّصات زير باشد:
1- عقلى و مستدل باشد. 
البته لازم است كه بگوييم : اصول عقايدِ دين نبايد با عقل در تضادّ باشد، امّا لازم نيست همه مردم در همه زمان ها و مكان ها، دستورها و برنامه هاى دين را طبق عقل خويش درك كنند؛ زيرا در زمانى كه بسيارى از برنامه ها و دستورهاى دين ، صادر مى شود؛ ممكن است افرادى راز و رمز آن را نفهمند و با عقل خويش به فلسفه آن پى نبرند. بنابراين يك برنامه دينى نمى تواند ضدّ عقل باشد امّا ممكن است فوق عقل باشد.
به هر صورت دين خوب ، دينى است كه اصول عقايد وبرنامه هايش استدلالى باشد نه ضدّ عقل ؛ براى همين است كه مى گويند: در اصول دين و اصول عقايد، تقليد جايز نيست ، زيرا عقيده از عَقْد است وعقد يعنى گره خوردن وبسته شدن و چون بنا بر اين است كه روح و دل انسان با عقيده و مطلبى گره بخورد، صرفاً با حرف اين و آن گره نمى خورد بلكه بايد اين علقه و پيوند بر مبناى عقل و استدلال ايجاد گردد.

دوست خوبم ادامه مطلب را هم بخوان...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 9:12  توسط میرزایی  | 

جهاد با نفس

باب الفروض على الجوارح وجوب القيام بها 
باب آنچه كه بر هر عضوى از اعضاى آدمى واجب گشته و وجوب قيام نمودن براى اداى آن واجبات
حديث :
۱- عن ابى عبدالله عليه السلام (فى حديث طويل ) قال : ان الله فرض الايمان على جوارح ابن آدم و قسمه عليها و فرقه فيها فليس من جوارحه جارحه الا و قد وكلت من الايمان بغير ما وكلت به اختها - الى ان قال - فاما ما فرض على القلب من الايمان فالا قرار و المعرفه و العقد و الرضا و التسليم بان لا اله الا الله وحده لا شريك له الها و احدا لم يتخذ صاحبه و لا ولدا و ان محمدا عبده و رسوله صلى الله عليه و آله الاقرار بما جاء من عند الله من نبى او كتاب فذلك ما فرض الله على القلب من الاقرار و المعرفه و هو عمله و هو قول الله عزوجل (الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان ) و قال الا بذكر الله تطمئن القلوب و قال الذين

 

دوستان خوب من ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 14:24  توسط میرزایی  | 

از كودكى بزرگ بود!!(كتاب حكايتها و هدايتها در آثار استاد شهيد آية الله مرتضى مطهرى)

از كودكى بزرگ بود!!

هنوز در رحم مادر بود كه پدرش در سفر بازرگانى شام در مدينه در گذشت . جدّش عبدالمطلب ، كفالت او را عهده گرفت . از كودكى آثار عظمت و فوق العادگى از چهره و رفتار و گفتارش پيدا بود. عبدالمطلب به فراست دريافته بود كه نوه اش آينده اى درخشان دارد.

دوست خوب من بقیه مطلب در ادامه مطلب میباشد

http://islam.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 10:10  توسط میرزایی  | 

عوامل محبت در احاديث اسلامى

عوامل محبت در احاديث اسلامى 
1 - ايمان محور محبت  
(( من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهو ممن كمل ايمانه .))
امام صادق عليه السلام فرمود:
هركس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا كند، از كسانى است كه ايمانش كامل شده است .
(76)
امام باقر عليه السلام فرمود: اگر خواستى بدانى در تو خيرى هست ، به دلت نگاه كن ، اگر اهل طاعت خدا، فرمانبرداران را دوست دارد و از اهل معصيت خدا بدش مى آيد، در تو خيرى هست و خداوند تو را دوست دارد.

دوست خوبم ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 14:28  توسط میرزایی  | 

مطالب قدیمی‌تر